تاریخچه گیتار کلاسیک
در این مطلب به سیر پیدایش و تکاملی گیتار کلاسیک به طور خلاصه خواهیم پرداخت .
گیتار گونهای ساز زهی است که با پیک یا انگشت نواخته میشود و از این جهت که سیمهای آن در اثر ارتعاش تولید صدا میکنند، به سازهای گروه زهی تعلق دارد. این گونه گیتار معمولا و به طور استاندارد شش سیم دارد و این ساز افزون برداشتن قدمت تاریخی قابل توجه (چه از دید ساختار آن و چه از دید تکنیکهای نوازندگی) توانستهاست همگام با دگرگونیهای موسیقی غرب پیشرفت چشمگیری داشته باشد؛ که در نتیجه گونههای متفاوتی از آن به وجود آمده و هماکنون جایگاه ویژهای در موسیقی جهان دارد.
واژه guitar در زبان انگلیسی، gitarre در زبان آلمانی و guietare در زبان فرانسوی، همگی برگرفته از واژه guitarra در زبان اسپانیایی هستند که آن خود از واژه قیثاره در زبان عربی اندلسی برگرفته شدهاست. این واژه نیز خود مشتق شده از واژه لاتین cithara است که نسبت آن به واژه kithara در یونانی باستان میرسد. این واژه یونانی هم شاید از واژه پارسی سیهْتار (سهتار) آمدهاست.
محققین موسیقی و گیتار، بر سر این که ریشههای گیتار کلاسیک پیش از رسیدن به قاره اروپا، در چه کشوری شکل گرفته است، نظراتی متناقض با یکدیگر دارند. گیتار کلاسیک دارای تاریخی کهن است که آغاز نامشخص و مبهمی دارد و در پیچ و تاب تاریخ گم شدهاست. اما آنچه که دانسته شده میباشد، این است که اجداد این آلت موسیقی در هزارههای اول و دوم قبل از میلاد در خاور نزدیک نواخته میشدند.

نوازندگان اجداد دور گیتار، هزاره دوم قبل از میلاد، شوش. واقع در موزه ایران باستان
در میان چندین و چند فرضیه مختلف، در دایرهالمعارف جامع موسیقی The New Grove Dictionary of Music & Musicians یک فرضیه ذکر شده است که بر طبق آن، ریشه اولیه ساز گیتار، ساز باستانی یونانی کیتارا (kithara) است.
کیتارا یا سیتارا یک ساز قدیمی از خانوادهٔ چنگ بود که در یونان باستان متداول بود.

نقاشی روی یک گلدان یونانی گلدان که مردی را در حال نواختن یک کیتارا با هشت سیم به تصویر میکشد.

نوازندگان گیتارا در یونان
این نظریه براین اساس است که کیتارا به وسیله رومیها به اسپانیا آورده شده و در شکل گیری گیتار نقش داشته است. نظریه های گوناگون دیگری هم وجود دارد اما باید بدانیم که گیتار از نتیجه تحول ساز لوت در اروپا است .ساز لوت خود نیز از تحول ساز عود ( به عربی به معنای چوب ) و بربط است . درتصویر سمت راست انواع ساز لوت و در تصویر سمت چپ ساز عود یا بربط را می بینمیم.


گفته میشود زریاب نامی عود را به اندلس (بخشی از اسپانیا و پرتغال امروزی) آورد و از آن پس این ساز در اسپانیا و دیگر مناطق آسیا رایج شد. ابوالحسن علی بن نافع مشهور به زِریاب (۷۸۹م – ۸۵۷م ) موسیقیدان، خواننده بربط نواز و مروج سبک زندگی بود که در عراق، آفریقا و اندلس می زیست. «ابن خلدون»، تاریخنگار و جامعهشناس مشهور عرب می گوید زریاب در سال ۷۸۹ میلادی در موصل در خانوادهٔ کرد به دنیا آمد . او شاگرد اسحاق موصلی موسیقیدان مشهور دربار هارون الرشید بود. به خاطر سیاهرویی به زِریاب مشهور شد که نام توکای سیاه در آن زمان بودهاست. گفته میشود که زریاب بر عود تاری پنجم وضع نمود. زریاب را ایجادکننده مکتب موسیقی عربی اندلسی و ترویجدهنده موسیقی عربی در مغرب میدانند. نوازندگان عود و گیتار در کشورهای مغرب (الجزایر و مراکش) و اسپانیا معتقدند که فن عودنوازی و ابداع گیتار از کارهای زریاب بودهاست.
بنای یادبود زریاب در کوردوبا اسپانیا
ساز لوت که از تحول ساز عود پدید آمده بود در اواخر قرن پانزدهم میلادی در اروپا نیز رواج پیدا کرده است و از اجداد اصلی ساز گیتار محسوب میشود. بسیاری از افراد در طی قرون گذشته در کشورهای دیگر واقع در اروپای غربی، نقشی برجسته را در تکامل گیتار کلاسیک به شکل فعلی آن ایفا کردهاند. اما پس از آن و در قرن هجدهم میلادی، شکل فعلی گیتار در کشور اسپانیا ابداع شد و نوازندگان، لوتیرها (سازندگان ساز زهی) و آهنگسازان نابغه بسیاری نیز با بهکارگیری این ساز، آثاری معجزهآسا را خلق کردند.
ویهوئلا (vihuela) که یک ساز زهی محبوب در قرن پانزدهم و شانزدهم میلادی در کشورهای ایتالیا و اسپانیا بوده است، مستقیماً در خط تکامل گیتار قرار میگیرد و خود نیز به سه نوع مختلف تقسیم میشود. یکی از این سه نوع، vihuela de penola نام داشته است که با مضراب نواخته میشده است.



نوع دیگر این ساز، vihuela de arco نامیده میشده است که نواختن آن، همانند سازهایی چون ویولن، با آرشه صورت میگرفت.


نوع سوم ویهوئلا اما vihuela de mano نام داشته است که به پنج یا شش سری دوتایی از سیم مجهز بوده است و نوازنده، آن را همانند گیتار کلاسیک با انگشتان دست خود مینواخته است.



در قرن شانزدهم میلادی، گیتارهایی کوچک با چهار سری سیم که در فرانسه و اسپانیا ساخته میشدند، در نواختن موسیقی پلیفونیک در الگوهای کوک متفاوت توسط نوازندگان مورد استفاده قرار میگرفتند. آهنگسازان اهل فرانسه، ایتالیا و اسپانیا در آن زمان، سیستمهای نتنویسی و تبلچر (tablature) متفاوتی را برای مکتوب کردن قطعات موسیقی خود به کار میگرفتند. از مهمترین آهنگسازان این دوره که از این ساز استفاده میکردهاند، میتوان به آلونزو مودارا (Alonso Mudarra) اهل کشور اسپانیا و گیوم دو مورلی (Guillaume de Morlaye) اهل کشور فرانسه اشاره کرد. امروزه مجموعههایی از کتب خطی که در آنها آثاری از آهنگسازان ناشناس انگلیسی و ایتالیایی وجود دارد، در کتابخانههایی در اروپا باقی مانده و قابل دسترسی است. شایان ذکر است که با وجود تکامل چشمگیر گیتار در قرون بعد، استفاده وسیع موزیسینهای اروپایی از سازهای کوچک مذکور تا قرن نوزدهم میلادی ادامه پیدا کرد.
آلونزو مودارا
گیوم دو مورلی
در دوره باروک ، گیتار باروک با پنج سری سیم در اسپانیا متولد شده است و تا قرن هفدهم میلادی، محبوبیت آن در این کشور از نمونههای دارای چهار سری سیم پیشی گرفته است. الگوی کوک این ساز، کاملاً مشابه با الگوی کوک گیتار مدرن بود و پنج سیم آن از پایین به بالا بهترتیب در نتهای A D G B E کوک میشدند. گیتارهای باروک معمولاً نقش یک همراه را در قطعات موسیقی ایفا میکردند و تکنیک نوازندگی آنها، ترکیبی از استرامینگ (ضربه زدن به سیمها بهصورت همزمان) و نواختن نت به وسیله انگشت شست و دو انگشت اول دست بوده است.
در میان سازهای باقیمانده از این دوران، نمونههای بسیاری وجود دارند که اطراف ساندهول آنها با رزتهایی چندلایه و پیچیده تزئین شده است. همچنین شکلهایی تزئینی شبیه به سبیل نیز در سر و ته بریج این سازها به چشم میخورد. لوتیر ایتالیایی آنتونیو استرادیواری (Antonio Stradivari)، یکی از شناختهشدهترین سازندگان سازهای زهی در این دوران است که به ویولنها، ویولاها و چلوهای بسیار زیبا و باکیفیت خود مشهور است؛ اما استرادیواری چند ماندولین و هارپ و تعدادی گیتار باروک نیز تولید کرده است. نکته جالب در مورد گیتارهای او، ظاهر ساده آنهاست که در آنها، تزئینات شلوغ و متعدد موجود در تولیدات سایر لوتیرهای ایتالیایی آن زمان بهندرت دیده میشود. از میان پنج گیتار باقیمانده از تولیدات استرادیواری، تنها یکی از آنها که Sabionari نام دارد و در سال ۱۶۷۹ ساخته شده است، قابل استفاده و نواختن است.
آنتونیو استرادیواری
ساز Sabionari
تغییر از پنج دسته سیم دوگانه گیتارهای باروک به شش سیم جداگانه در گیتارهای رمانتیک (Romantic) با بدنه کوچک، در پایان قرن هجدهم میلادی، در کشور فرانسه یا ایتالیا رخ داده است. در این نقطه، اشتراکات گیتار با پدرانش یعنی لوت و سایر سازهای مشابه، کمتر و کمتر شد و ویژگیهای بارز گیتارهای مدرن رفتهرفته در آن شکل گرفت. گیتار با شش سیم مجزا و بدنهای کوچک و کمر باریک که بسیار مشابه با شکل امروزی گیتار بود، در اوایل قرن نوزدهم میلادی در اسپانیا به نوع استاندارد گیتار تبدیل شد. اضافه شدن سیم بم E به گیتار، بازه صوتی آن را به شکلی چشمگیر گسترش داد و امکان نوشتن نقشهایی جداگانه برای گیتار در موسیقی را برای آهنگسازان فراهم ساخت.
از دیگر پیشرفتهای فنی در این شکل از گیتار، میتوان به جایگزینی کوکهای چوبی آن با ماشین هدهایی مشابه با کوکهای امروزی و بهکارگیری فرتهایی از جنس عاج فیل، چوب آبنوس و در نهایت، انواع فلزات اشاره کرد. پیش از این، فرتهای سازهای زهی از زههایی ضخیم از جنس روده گرهخورده حیوانات ساخته میشد. در همین زمان، بخش پشتی مسطح در بدنه و نقطه اتصال دسته به بدنه در موقعیت فرت دوازدهم، به ویژگیهایی استاندارد در گیتار تبدیل شدند و تا به امروز نیز در جدیدترین گیتارها شاهد چنین جزئیاتی هستیم. همچنین فرتبورد گیتارها که پیش از این با بدنه آن در یک سطح بود، در همین دوران با فرتبوردهایی با ارتفاعی حدوداً دو میلیمتری نسبت به بدنه ساز جایگزین شدند.
دیگر ارتقای فنی که گیتارها در این دوره شاهد آن بودند، بهکارگیری تیغههای تقویتی یا بریسینگ با الگویی بادبزنی درون بدنه بود. این روش تقویت بدنه، اولین بار توسط یک لوتیر مشهور با نام ژوزف پاخز (Joséf Pagés)، یکی از مهمترین اعضای مدرسه گیتارسازی Cádiz در اسپانیا به کار گرفته شد. پاخز نخست در زیر ساندهول گیتارهای خود سه تیغه تقویتی نصب کرد و سپس، تعداد این تیغهها را به پنج عدد افزایش داد تا استحکام ساختاری بالاتری را برای آنها فراهم کند. گیتارهای پاخز همچنین قوسی متفاوت در بخش رویی بدنه خود داشتند که با تمامی گیتارهای دیگر متفاوت بود. آهنگسازان و گیتاریستهای مشهور اسپانیایی همچون فرناندو سور (Fernando Sor) و دیونیزیو آگوادو (Dionisio Aguado)، از طرفداران پاخز بودند و جزو کسانی بودند که همواره سازهای او را مورد تمجید قرار میدادند.
فرناندو سور
دیونیزیو آگوادو
نوآوریهای ژوزف پاخز الهامبخش سایر سازندگان مشهور گیتارهای رمانتیک همچون لوییس پانورمو (Louis Panormo) از لندن نیز بود. بر روی لیبل گیتارهای پانورمو ذکر شده است که این سازها به سبک اسپانیایی ساخته شدهاند و سبک اسپانیایی در این زمان، به معنای سبک پاخز بوده است. رنه فرانسوا لاکوت (René François Lacôte) فرانسوی را نیز میتوان یکی دیگر از مهمترین سازندگان گیتار کلاسیک در دوران رمانتیک دانست.
نمونه ای از ساز رنه لوییس پانورمو
نمونه ای از ساز رنه فرانسوا لاکوت
در اواسط قرن هجدهم میلادی، تبلچر در نتنویسی گیتار جای خود را به شکلی خاص از نتنویسی ویولن داد. محقق ساز گیتار تامس هک (Thomas Heck) در یکی از مقالات خود نوشته است که دور شدن از تبلچر در میان نوازندگان و آهنگسازان گیتار، از کشور ایتالیا شروع شد. از این نقطه زمانی، موسیقی گیتار بر روی یک خط حامل در کلید سل نوشته میشد و نتهای نوشتهشده، یک اکتاو بالاتر از آنچه در گیتار نواخته میشد قرار میگرفتند. بعدها اما برخی از آهنگسازان گیتار در قرون بیستم و بیست و یکم میلادی، از دو خط حامل با کلید سل برای نوشتن قطعات موسیقی گیتار استفاده میکردند تا قطعات دارای ریتم و بافتهایی پیچیدهتر را بهتر برای نوازنده به نمایش بگذارند.
پنج گیتار متعلق به عصر باروک تا رمانتیک (ساختهشده بین سالهای ۱۸۱۳ تا ۱۸۸۲)
انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم میلادی، باعث ورود حملونقل ریلی به اروپا شد و این موقعیت را به نوازندگان مهم و چیرهدست آن زمان داد که نوازندگی خود را در تمامی کشورهای قاره اروپا به نمایش بگذارند. این اتفاق، شیب نزولی محبوبیت گیتار که در قرن هجدهم شکل گرفته بود را معکوس ساخت و آن را مجدداً به یکی از مهمترین سازهای دنیا تبدیل کرد.
از اواخر قرن نوزدهم تا قرن بیستم میلادی، اسپانیا رفتهرفته به فعالترین کشور در زمینه گیتار و آثار مربوط به آن تبدیل شد و چندی از مهمترین نوازندگان، سازندگان و آهنگسازان گیتار، در این کشور به شهرت رسیدند. نوآوریهای لوتیر مشهور آنتونیو د تورس خورادو (Antonio de Torres Jurado) سرعتی دوچندان به تحول گیتار به شکل مدرن آن داد و استانداردهایی را برای این ساز تعیین کرد که امروزه نیز چندی از آنها هنوز در ساخت گیتار مورد استفاده قرار میگیرند. فعالیت تورس به دو دوران تقسیم میشود: دوران اول تولید گیتار توسط تورس در سال ۱۸۵۲ با اصرار خولیان آرکاس (Julian Arcas) آغاز شد و تا ۱۸۶۹ ادامه داشت؛ اما در این دوران، او نتوانست به درآمدی قابل عرض از این راه دست یابد و به همین دلیل، تولید گیتار در شهر سویل (Seville) را ترک کرد و در شهر آلمریا (Almería) یک مغازه ظروف چینی و کریستال تأسیس کرد. با این وجود، خوشبختانه پس از مدتی و در سال ۱۸۷۵، تورس مجدداً تولید گیتار را از سر گرفت و این حرفه را تا زمان مرگ خود در سال ۱۸۹۲ ادامه داد.
آنتونیو د تورس خورادو با بهکارگیری فنون اثباتشده لوتیرهای نسلهای پیش از خود و افزودن ایدههای نوآورانه خود به آنها، بنیانی مستحکم را برای تولید گیتار به شکل مدرن در اسپانیا بنا نهاد.
آنتونیو د تورس خورادو
از سال ۱۶۰۰ میلادی تا کنون، مادرید یکی از مهمترین شهرها در زمینه تولید گیتار به سبک اسپانیایی به شمار میرفته است. سلسله گیتارهای رامیرز (Ramírez) که اوج شهرت خود را در قرن بیستم میلادی تجربه کرده است نیز در همین شهر بنیانگذاری شده است. در سال ۱۸۹۰، خوزه رامیرز اول (José Ramírez)، کارگاهی را در شهر مادرید برای تولید گیتار تأسیس کرد و امروز نیز کمپانی خانوادگی او در همان مکان به دست نوادگان او اداره میشود. رامیرز در ساخت گیتار اکثر فنون آنتونیو تورس را به کار میگرفت؛ اما او ایدههایی نوین را نیز به این فنون میافزود که یکی از این ایدهها، منتهی به ساخت گیتاری موسوم به tablao شد. tablao یک ساز فلامنکو بود که بدنهای بزرگتر از سازهای تولیدشده توسط تورس داشت، اما در بخشهای جانبی خود، باریکتر از گیتارهای رایج آن زمان بود. یکی از چندین فردی که ساخت گیتار را از رامیرز آموختند، برادر او یعنی مانوئل رامیرز (Manuel Ramírez) بود که بیش از هر چیز، به روبرویی جالب خود با آندرس سگوویا (Andres Segovia) در سال ۱۹۱۲ مشهور است. سگوویا که در آن زمان نوازندهای ناشناس بوده است، روزی با قصد اجاره یک گیتار کنسرت وارد فروشگاه رامیرز میشود؛ مانوئل اما پس از این که مهارت خارقالعاده آندرس در نوازندگی را میبیند، با دستودلبازی تمام یک گیتار کنسرت به او میدهد و چنین میگوید: «این گیتار را با خود به سراسر دنیا ببر تا با نوازندگی خود، آن و کسبوکار ما را متبرک کنی. اینگونه، لطف مرا بدون پرداخت پول جبران کردهای!»
خوزه رامیرزاول
نمونه ای از tablao یک ساز فلامنکو
باید متذکر شد که هر یک از اعضای خانواده رامیرز، نقشی اساسی درساخت و تکامل گیتار داشته اند و نوازندگان بسیار زیاد و ماهری در طول تاریخ از سازهای شرکت آنها استفاده کرده و میکنند و همینطور سازندگان بسیاری از ساخت ساز آنها الگو برداری کرده اند .
گیتاریست و آهنگساز مشهور فرانسیسکو تارگا (Francisco Tárrega) با مهارت و نبوغ نوازندگی خود نقش عظیمی را در شناساندن و همچنین شیوه های نوازندگی و استفاده از ساز سازندگان معروف زمان خود ایفا کرد.

میگوئل یوبت (Miguel Llobet) از شاگردان ارشد فرانسیسکو تارگا نیز نقش زیادی در توسعه نوازندگی گیتار داشت به طوری که در دهههای آغازین قرن بیستم میلادی، برخی از برگزارکنندگان کنسرت در دنیا، از یوبت بهعنوان برترین گیتاریست جهان یاد کردند.

البته بعد ها این لغب یوبت به آندرس سگوویا داده شد . او که در شهر لینارس اسپانیا به دنیا آمد به پدر حرکت جهانی گیتار کلاسیک مدرن معروف است. سگوویا از شاگردان یوبت بود .

سگوویا بهعنوان مهمترین گیتاریست کلاسیک معاصر در کشور اسپانیا، نوازندگی گیتار به سبک اسپانیایی را تا هفت دهه به بهترین شکل ممکن حفظ کرد و این سبک دیرینه و زیبا از موسیقی را به دستان نسل جدید موزیسینهای این سبک سپرد. امروز، گیتاریستهایی در دنیا متولد شدهاند که میتوانند میراث غنی سگوویا و نوازندگان پیشرو در نسلهای پیش از او و همچنین در سبک های مختلف را به بهترین نحو نگهداری کنند و آن را به جایگاهی والاتر ارتقاء دهند.
گردآوری : مجموعه پاپ گیتار ایران
حسین رودگر آملی
